با آبْ خود را از بوي آزارنده پاک کنيد و به خودتان برسيد که خداوند ـ عزّوجلّ ـ، بنده پلشتي را که هرکس کنارش بنشيند، از [بوي بد] او رنجه شود، دشمن مي دارد . [امام علي عليه السلام]
کل بازديدها:----5764---
بازديد امروز: ----7-----
جستجو:
حديث براي قرن 21
 
 
  • درباره من
  • موضوعات وبلاگ
  • لينک دوستان من
  • لوکوي دوستان من
  • اوقات شرعي
  • اشتراک در وبلاگ

    نام:

    ايميل:

     
  • مطالب بايگاني شده
  • آواي آشنا
  • + تعليق
    نويسنده: امين جمعه 10/9/1385 ساعت 12:28 صبح

    از الان فعاليت هاي اين وبلاگ کاملا به وبلاگ اصلي و اولي چهل حديث منتقل مي شود .


    آدرس چهل حديث اصلي : http://www.40hadith.ir


        نظرات ديگران ( )

  • + شعر يا شر؟!؟! (مجموعه احاديث 9)
    نويسنده: امين يکشنبه 2/7/1385 ساعت 3:21 عصر


                                                                      



                                                                      بسم الله الرحمن الرحيم


    سلام خدمت دوستان . اميدوارم که عيد ميلاد با سعادت دخت پيامبر(ص) و ام ابيها حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بر شما خوش گذشته باشد. امروز مي خواهم درباره ي شعر بحث کنم و ديدگاه احاديث و روايات را در اين باره بيان کنم.


    علتي که باعث شد اين مقاله را بنويسم بحث و جدل دوتا از دوستان من درباره ي شعر است. يکي از آنها بنام آقا سعيد (همون پيري خودمون )  از اون حافظ دوستاي افراطي و مدافعان سرسخت حافظ و شاعران اين تريپي است . حيف که عمر حافظ قد نداد که حضور آقا سعيدو درک کنه. شرط مي بندم اگه حافظ ?? تا يار مثل سعيد داشت قيام مي کرد و مردم را مجبور مي کرد به جاي کتاب بخوانيم دبستان ? کتاب ديوان حافظ بخوانند.


    نقطه مقابل فرد مزبور شخصي است بنام آقا احمد . اين آقا احمد ما از اون آنتي شاعراي خفن است. مي گويد همه ي شعر ها ? شر و ور هستند و اصولا حافظ و امثالهم هموشون فن چرت و پرت و خزعولات سرايي را پيشه کردند و اين اصتيل هاي عرفاني همش براي کلاس گذاريست. شرط مي بندم آقا احمد اگر زمان حافظ بود وي را از هرم (آخه يکي نيست بگه مگه حافظ گربست) به سقف ميخانه آويزان مي کرد تا ديگه فکر شعر و شاعري به سرش نزند. (با عرض پوزش خدمت بچه هاي شاعر مسلک و انجمن گسترش فرهنگ و ادب فارسي و فرهنگستان محترم ادب و زبان فارسي


    اما نظر احاديث و رويات و حتي قرآن با نظر اين دو دوست نسبتا محترم مخالف است . مي گويد: نه اين خوبه که هر شعري که گفته شد را بپرستي و نه اينکه اشعار شعرا محترم را نخوانده و نشنيده چرت و پرت تلقي کني. احاديث درباره ي شعر بسيار کم است و من به زور چهار تا حديث معتبر و معروف در باره ي شعر پيدا کردم  اميدوارم حداقل شبهات اين دو دوست عزيز را برطرف کند.


    1) معني شعر و شاعر: تعريف مرحوم راغب اصفهاني: شاعر بعلت فطنت و دقت معرفت شاعر ناميده شده و شعر در اصل علم دقيق است...    - و تعريف استاد قرشي نگارنده کتاب قاموس قرآن: شعر در اصل به معني دانستن و توجه خاص است و در اصطلاح بکلام موزون و قافيه دار اطلاق مي شود که در آن دقت و ذوق مخصوص بکار رفته است . شاعر گوننده ي چنين کلامي است . بايد اضافه کرد که شعر بيشتر توام با تخيلات است که در خارج مصداق حقيقي ندارد و شاعر بقدرت خيال خويش آن را در قالب الفاظ ريخته است .... (قاموس قرآن ج 4 ص 43)


    2) و اما کلام معروف خدا : و ما علمناه الشعر و ما ينبغي له ان هو الا ذکر و قران مبين : ما به او شعر نياموختيم و شعر به او سزاوار نيست بلکه کلام او تذکر و قرآن آشکار است.(يس 69)  « اينجا مشخص مي شود شعر کلامي موزون است زيرا قران نيز موزون است ولي همانطور که در بالا ذکر شد :شعر کلامي است که حالت خيال انگيز دارد و خيلي ها شاعر را خيال پرداز تلقي مي کنند فلذا در شان نزول اين آيه آمده که مشرکان بدليل "اين پيامبر را شاعر مي خوانند که کلامش خيال پردازي اي بيش نيست."»


    3) پيامبر اعظم (ص) : بعضي بيان ها سحر ، بعضي شعرها حکمت، بعضي سخن ها مبهم و برخي دانشجويي ها ناداني است. (کنزالعمال ج3 ص 582) « پس شعر غير خيالي هم داريم و شعر خيالي تنها نوعي از شعر است. شعر توان بالقوه جهت تبديل به حکمت را دارد که اين امر مستلزم محتويات آن است.»


    4) گوياترين شعر : پيامبر اعظم (ص) : گوياترين و زيباترين شعري که عرب گفته است ، سخن لبيد است که گويد : آگاه باشيد! جز خدا همه چيز باطل است : الا کل شي ما خلا الله باطل (سنن الکبري ج10 ص 239) « اين شاعر ، يک شاعر حکمت گو است  که يا خود حکيم بوده است و سخنان حکيمي را در قالب زيباي شعر گنجانده است.»


    5) پيامبر اعظم(ص) :  هر آيينه اگر شکم مردي  از چرک پر شود بهتر است که از شعر پر گردد. (صحيح البخاري ج 2 ص 109)« من اين حديث را قبلا در کتاب حماسه ي حسيني ج 1 اثر استاد شهيد مرتضي مطهري خواندم. او اين حديث را اينگونه تحليل مي کرد که منظور اين نوع شعر ، خزعولات و مثلا ستايش زيبايي معشوق و مطالب حشو و زايد است و بطور کلي منظور شعر نيست بلکه شر است. در جاي ديگر از آقاي رحيم پور ازغدي شنيدم که در زمان پيامبر (ص) گروه هايي قد علم کرده بودند که با اينگونه اشعار مردم را به لهو و لعب کشانده و اشعار آنها غالبا در توصيف زيبايي و يا خصوصيات ظاهري زنان مسلمان بود که پيامبر با تدبير خويش اين فرق را متلاشي کرد.»


    - نتيجه : شعر خوب است ولي شمشير دو لبي است که مي تواند هم کافر کشد و هم مسلمان مومن شيعه اثني عشري باحال.  پس هم شعر داريم و هم شر که خيلي موقع فاصله ي تمييز اين دو کلام از مو نيز باريکتر است. اميدوارم اين مقاله مشکل و شبه آقا احمد و سعيد آقا را حل کرده باشد و به شما عزيزان بصيرت کافي جهت مطالعه اشعار شاعران و تحليل آنها را داده باشد . موفق باشيد و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين







    پي نوشت : راستي يادم رفت بگم شما مي توانيد مجموعه اشعار من را در اينجا مطالعه کنيد . کليات اشعار من از ? عدد تجاوز نمي کند


        نظرات ديگران ( )

  • + شيرجه در آتش!!!
    نويسنده: امين سه‏شنبه 28/6/1385 ساعت 5:30 عصر

                                                                                           به نام يزدان پاک

    سلام بچه ها . حال شما چطوره؟ ميبينم که همه شما براي بازگشايي مدارس - بقول ميلاد - شوق زايد الوصفي داريد !!! البته با خواندن اشعاري بس زيبا و شايان ستايش!!! همه با هم : باز آمد بوي گند مدرسه!!! خوب اشکال نداره ان شا الله غم آخرتون باشه و با انرژي اين غم آخر را شروع کنيد. 


    ما که غم آخرمونه!!! يعني آخرين سال مدرسه را در پيش داريم !!! و سال بعدش ديگر دانش آموز نيستيم بلکه دانش پزوهيم.(آخه يکي نيست بگه دانش آموز سوم با پيشي چه فرقي داره که اسماشونو عوض کردند!!!) .


    امروز يه مقالله ي سفارشي از نظر شما مي گذرد. به خواهش دو فقره از دوستان اين مقاله را مي نويسم. البته گفته ها در اين مورد بسيار زياد است ولي خوب من سعي مي کنم نتيجه ي درست و در عين حال مستند  خودم را از اين موضوع خطير بيان کنم. البته در آخر توصيه هايي هم دارم که مي تواند شما را از اين گناه مصون دارد. متاسفانه اينقدر اين موضوع فراگير شده که ترک آن –البته براي بعضي ها – حقيقتا مرض آور است. در کوچه ، خيابان ، تاکسي و حتي تلويزيون مصاديق آن را مي شنويد. بله شايد حدس زده باشيد . موضوع بحث امروز ما موسيقي و غنا از منظر اسلام و خدا است . خيلي ها از بيخ اين موضوع را حرام مي دانند و خيلي خاي ديگر نه تنها حرام نمي  دانند،  بلکه مستحب ماکد مي دانند!!! قبل از هر چيز بايد غنا را تعريف کرد و بعد موسيقي را به آن پيوند زد تا ببينيم چه از آب در مي آيد. پس بريم ببينيم چي میشه :


    - تعریف غنا : هیچ گاه مفسران و زبان دانان روی معنی این لفظ اشتراک نظر نداشتند . البته لازم به ذکر است که "غناء" با "غنی" فرق دارد ؛ اولی به معنی آواز خوانی و دومی به معنی ثروت و غنائت است. ولی خوب بحث لغوی "غناء " مد نظر ما نیست بلکه بحث اصطلاح و کاربرد آن در متون مد نظر اینجانب است. و اما بهترین تعریفی که من از غنا خواندم این است : توجه بفرمایید :


    غنا حرام است و گوش کردن به آن و کسب کردن به آن حررام است و تنها صدای خوب غنا نیست بلکه عبارت است از گشیدن صدا و گردانیدن آواز در حلق بکیفیت مخصوصی که طرب آور و مناسب مجالس لهو و لعب و محفل اهل معصیت و طرب باشد و نیز با آلات موسیقی ملایم و موافق باشد.


    و در معنی طرب آورده اند :  خوشحالی مضاعف یا ناراحتی زیادی که بر اثر یک آواز یا موسیقی به انسان دست دهد. و ذکر این مطلب خالی از لطف نیست : من دیروز در کتاب ناپلون هیل نویسنده ی معاصر آمریکایی می خواندم که یکی از محرک های قوی ذهن  "موسیقی" است. یعنی این نشان می دهد موسیقی می تواند به راحتی آدم را از حال طبیعی خود خارج کند.


    - ادامه ی بحث : تا اینجا با غنا و مصادیق آن آشنا شدید و دریافتید که غنا خواندن با کیفیت خاص است که روی خواننده و شنونده حالت روحی خاصی ایجاد می کند. ولی مدرکی از قران ندیدید که دلیل بر گناه بودن غنا باشد. خوب اشکال ندارد . دو آیه در قران وجود دارد که یکی صریحا و دیگری تلویحا غنا را نفی می کند. البته یک آیه ی دیگر هم هست که آ« هم بصورت تلویحی بر حرمت غنا تاکید دارد.


    - غنا در قران : و من الناس من یشتری لهوالحدیث لیضل عن سبیل الله بغیر علم و یتخذها هزوا اولئک لهم عذاب مهین ( لقمان آیه ی 6) :


     و برخى از مردم، خريدار سخنان بيهوده و سرگرم کننده‏اند، تا بى‏هيچ علمى، (ديگران را) از راه خدا گمراه کنند و آن را به مسخره گيرند؛ آنان برايشان عذابى خوار کننده است.


    ذکر چند نکته درباره ی این آیه ضروری است : 1. لهو به معنی چیزی است که انسان را از مهمش (خدا) باز دارد و لهوالحدیث(سخن بیهوده) به معنی سخن یا شعری است که انسان را از خدا بازدارد. و یکی از مصادیق سخن بیهوده غناء است . البته خیلی ها می گویند منظور از لهوالحدیث ، مستقیما غناء است اما نظر من و خیل های دیگر این است که لهوالحدیث معانی گسترده ای دارد که یکی از مصادیق  آن غناء است . 2. غنا انسان را از خدا دور می کند و هیچ علمی در آن نیست بلکه فقط مروج جهل و هوس محوری می باشد. 3. شنونده ی غناء یک موجود مسخره است ، که از خوانده مسخره تر از آن لذت می برد و جالب آنکه در جامعه امروز جوانان ما آنقدر جذب این مسخره ها شدند که رو اسن ایشان قسم می خورند و خواب و خوراک و زندگیشان این مسخره های غربی و شرقی شده اند . بعد می گید این جوونای ما چرا اینقدر لوده شدند و جدیت و هم در کارهای آنها رفته؟ خوب اینم دلیلش .  4. شنونده های و خواننده های غناء ، شناگران ماهری هستند. زیرا خیلی خوب شیرجه می زنند. شیرجه در آتش مذاب که به آنها وعده داده شده. توصیه ی برای ایشان : بچه ها بعد شیرجه شوخی شهرستانی نکنید ؛ چون ممکنه آب اوه ببخشید آتش بخورید و شیکمتون سوراخ شه.


    - احادیث : الف) برای آنان که خانه یشان نوار غنا و موسیقی زیاد گوش می کنند: امام صادق (ع) : خانه ی غنا و سرود از نزول مصیبتی دردناک در آن ایمن نتوان بود و دعا در آن خانه به اجابت نرسد و فرشته داخل آن خانه نشود. (وسایل الشیعه ، ج17، ص 303)


    ب) عاقبت امت مطرب : امام حسین (ع) : هیچ امتی که در آن موسیقی باشد پاک و مقدس نشده است. (کافی ج6 ص 437) (این دو حدیث بالایی را من از منبع اصلی ندیدم ؛ فلذا مسئولیتی در قبال صحت یا عدم صحتش ندارم ولی حدیث در این باره زیاد دیدم و این امر جرات نقل آن را به من داد.)


    ج) امام باقر (ع) : غنا دورویی و به دنبال خود فقر می آورد.( وسایل شیعه ج 17 ص 309)


    -  توصیه های امنیتی خودم :


    الف) مهم : بعضی خواننده ها با خواندن شعر درباره ی ائمه و خدا کم کم برای خود وجه سازی می کنند و بعد که خود را فردی موجه معرفی کردند شروع می کنند به خواندن اشعاری با ریتم تند و با موسیقی طرب آور . و به هرکس هم این موضوع را گوش زد کنیم که آقا جان این موسیقی مشکل ندارد ، مورد حمله ی شدید قرار می گیریم که این فلانه و بیسار و خیلی هم آدم خوبیه. همتون فهمیدید من کی رو می گم.


    ب)مهم 2 : بعضی های دیگر اشعاری در مدح ائمه می خوانند که علاوه بر  چرت وپرت بودن و ریتم تند مناسب اکس پارتی ، موجب وهن به این معصوم یا اولیا خدا می شود که متاسفانه در محرم خیلی باب می شود و بدتر آنکه بعضی از مداحان ریتم آن را می گیرند و الفاظش را عوض می کنند که باز باعث تاسف می باشد. مواظب این مداحی ها و ترانه ها باشید.  


    ج ) تاکسی : مشکلی که من خودم دارم و کمتر تاکسی ای نشسته ام که نوار داغون نگذاشته باشد. ما هم مجبوریم نهی از منکر کنیم البته به شیوه ی قرن 21: توصیه های من در این باره (البته به عنوان فردی با تجربه : 1. هیچ وقت بحث مذهبی و گناه و غنا بودن نوار یا سی دی راننده را به میان نیاوردید چون کسی که عادت به کاری کرده باشد ، با هر استدلالی حاضر به ترک آن نیست و ممکن است به شما و حتی اعتقادات شما توهین کند. 2. روشی سابق من این بود : من : آقای راننده لطف می کنید موسیقیتان را خاموش کنید. راننده : چرا؟ من : آخه من از این نوار خوشم نمیاد – با شکست این طرز برخورد در یک مورد این روش را ترک کردم و روشی بهتر ابداع کردم. 3. من : آقای راننده لطف می کنید موسیقیتان را خاموش کنید؟ راننده : چرا؟  من : (با حالت رنجور) آخه من از اول صبح تو این اداره و اون اداره رفتم و سرم درد می گیره. می دونید که چقدر این ادارات آدمو معطل می کنند و ... (این خوب جواب می ده و دروغ هم نیست چون آهنگ با صدای بالا موجب سر درد می شود.)


    د) تبصره :  بدیهی است اگر راننده نوار را خاموش نکرد به دلیل قبح مضاعف این مساله خیلی محترمانه از ماشین پیاده شوید حتی با دادن قسمی از کرایه. حتی شده من در ماشینی نشتم و هنوز حرکت نکرده درخواست خود را مطرح کردم که با مخالفت راننده مواجه شد و من با تشکر از وی پیاده شدم.


    ه) الکی گیر ندهید : برای نوار یا موسیقی هایی با ریتم آرام و اصطلاحا لایت الکی به راننده گیر ندهید و خون نجس خودتان را کثیف تر نکنید. من خودم به عینه دیدم : با دوستم در تاکسی نشسته بودیم راننده یک موسیقی سنتی لایت (شجریان خوانندش بود) گذاشته بود. دوستم به من گفت(البته در گوشی) : بگو خوامشش کنه  .  من گفتم : اولا اگر مشکلی داره خودت بگو ثانیا مشکلی نداره الکی گیر نده. و وی از همون دسته بود که در اول مقاله اشاره شد . (موسیقی را ار بیخ حرام می دانند.)


     


    - نتیجه : خدایی می دونم چقدر ترک این عادت باحال سخت است ولی به عاقبتش فکر کنید . عاقبتش چیست : الف) در صورت ادامه ی و ابرام بر این گناه : شیرجه در آتش می زنید بدون اینکه بدونید.


    ب) در صورت ترک این گناه : حدیث : امام موسی کاظم فرمودند : اگر کسی خود را از غنا دور بدارد برای او در بهشت درختی است که بامر خدا وقتی باد آن را حرکت می دهد صدایی از آن بلند میشود که هیچ گوشی آن را نشنیده است. ( کافی ج 6 ص 434)


    - مطالعه ی بیشتر : گناهان کبیره جلد 1 بخش غنا مخصوصا پاورقیش در مورد تاثیر موسیقی بر اعصاب و روان.


        نظرات ديگران ( )

  • + لينک باکس ما
    نويسنده: امين جمعه 3/6/1385 ساعت 6:21 عصر

                                                    به نام خدا                                                 



    بالاخره بعد از کلي انتظار لينک باکس ما هم افتتاح شد . لينک باکس ما لينک باکس خاصي است که اميد است با حمايت شما عزيزان بهترين لينک باکس تخصصي شود. و اما منشور لينک باکس ....


    - هدف از تاسيس لينک باکس : عرضم به حضور شما من بارها قصد داشتم  در لينک باکس هاي ساير سايت ها و وبلاگ ها مشارکت کنم اما چون با مشارک خود٬ مجبور بودم لينک خود را کنار وبلاگ هاي غير اخلاقي و نامشروع قرار دهم٬ پشيمان مي شدم. لذا بر آن شدم خودم به همراه دوستم علي ٬ لينک باکس اختصاصي مخصوص وبلاگ هاي فرهنگي و مذهبي تاسيس کنم تا دوستان متدين مجبور به مشارکت با لينک هاي غير اخلاقي نشوند و در عين خود آمار بازديد خود را به طور چشمگيري افزايش دهند.


    - مزيت هاي لينک باکس ما :


    ۱. بسيار کم حجم است .   


    ۲. ظاهر آراسته و زيبا دارد.   


    ۳. لينک هاي غير اخلاقي و حشو در آن جايي ندارد.          


    ۴. آمار بازديد وبلاگ شما را به طور چشمگيري افزايش مي دهد.


    - قوانين لينک باکس ما


    ۱. از آنجا که افزايش بازديد لينک باکس بستگي به قرار گرفتن آن در وبلاگ شما عزيزان دارد ٬ بنابراين اول لطفا لينک باکس ما را در وبلاگ خود قرار دهيد ٬ سپس به ما اطلاع دهيد ٬ در اسرع وقت لينک شما در لينک باکس قرار مي گيرد. اين هم به شما و هم به نفع لينک باکس ما است.


    ۲. همانطور که ذکر شد لينک وبلاگ هاي غير اخلاقي و مخالف قوانين جمهوري اسلامي در لينک باکس ما قرار نمي گيرد.


    ۳. لينک وبلاگ هاي غير مذهبي شامل موضوعات عمومي ٬ اجتماعي ٬ اقتصادي ٬ سياسي ٬ ادبي و هنري و فلسفي و ... نيز در صورتي که مورد خاصي نداشته باشد و قانون شماره دو را شامل شود قرار مي گيرد و از اين بابت مشکلي خاصي ندارد. 


    ۴. وبلاگ هاي اديان و مذاهب الهي ديگر نيز مي توانند در اين لينک باکس ثبت نام کنند . 


    ۵. به وبلاگ هايي با موضوع network marketing و بازاريابي ايترنتي ترتيب اثر داده نمي شود.


    - نکات:


    ۱. آدرس لينک باکس ما : لينک باکس وبلاگهاي مذهبي: http://religion-linkbox.mihanblog.com


    ۲. نمونه ي اين لينک باکس را مي توانيد در پايين صفحه  مشاهده کنيد.


    ۳. طريقه ي عضويت : الف) لينک باکس ما را در وبلاگ خود قرار مي دهيد  ب) به ما اطلاع مي دهيد تا لينک شما رو در اين لينک باکس اضافه کنيم.


    ۴. نحوه ي قرار دادن لينک باکس : الف) کد لينک باکس را کپي مي کنيد .  ب) در آخر قالب خود در قسمت ويرايش قالب ٬ اين کد را پيست مي کنيد.


    ۵. نحوه ي مطلع کردن ما : الف) مي توانيد در قسمت " ارسال لينک" در بالاي لينک باکس لينک خود را به همراه آد رس و عنوان و توضيح لينک را بنويسيد   .   ب) در قسمت نظرات همين پست به من اطلاع دهيد تا لينک شما را قرار دهم. ج) به آي دي من -که در کنار صفحه- موجود مي باشد ٬ بفرستيد.


    - در آخر پيشايش از مساعدت شما عزيزان تشکر مي کنم موفق باشيد و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين


        نظرات ديگران ( )

  • + هر چه قدر مي خواهي گناه کن!!!!!!!
    نويسنده: امين چهارشنبه 1/6/1385 ساعت 2:32 عصر

                                                              به نام خداي محمد


    سلام عليکم اميدوارم حال شما خوب باشد. اين عيد خجسته را نيز به شما عزيزان و شيعيان راستين محمد (ص) تبريک و شادباش عرض مي کنم.


    همه ي ما روزها ويا حتي شب ها خودآگاه يا ناخودآگاه دست به گناهان بزرگ و کوچکي مي زنيم. و همه  ي ما اگرچه اندکي ٬ در دل از کار خود ناراضي هستيم اگرچه ارتکاب اين عمل لذت زيادي داشته باشد. و فطرتا اين مسئله را قبيح مي دانيم.


    اما من امروز پنجره ي ديگري رو به روشنايي براي شما باز مي کنم. به شما مي گويم : برادر من هرچه قدر مي خواهي گناه کن. هيچ خيالي نيست . اصلا هم ناراحت نباش. تو اختيار داري و مختاري هرچقدر مي خواهي گناه کني و در برابر فرمان پرودگار خود عصيان کني البته به ۵ شرط .


    يک اربابي من دارم که اين پنج شرط را گذاشته و در صورت قبول اين  ۵ شرط مي توني هرچقدر مي خواهي گناه کني. مي دونم خوشحال شدي . با دنبت گردو مي شکوني.


    يه صدايي داره مي ياد. اهان شنيدم:  ايول عجب آدم باحالي ..... از فردا..... بيخيال ........ عشق است و صفا .......  تو عزيز دل مني بردار چون اسلام ايندفعه دست و پاي ما رو باز کرده ..... چه حالي بده وواي


    صبر کن بابا ....... تند نرو ...... وايستا با هم بريم ..... ببين اول شروط ارباب منو مي پذيري ........ شايد نپذيرفتي.


    بازم صداهه اومد : ارباب کيه ديگه؟


    اسمش حسين و نام پدرش هم علي صادره از مدينه . پدر بزرگش هم مي شناسي ٬ او محمد بن عبدالله است. حالا شناختي؟


    اوه... امام حسين گفته ....... همونی که محرم براش سینه می زنیم؟


    اره او ارباب من است........ خودش فرموده.


    ایول پس دیگه راه نداره ........ دمت ...... بدو شرطارو بگو رفیقام منتظرن .


    باشه فقط یه شرط ؟


    چیه؟


    اگر نتونستی شروط را قبول کنی دیگه گناه نکن و گناهو ببوس بزار کنار.


    باشه ....... ما که ندید قبول داریم ولی حالا شروطو بگو ببینم شاید سخت باشه و به دردسرش نیرزه.


    من چرا بگم ....... بزار خود امام حسین (ع) بفرمایند:


    - روایت: جوانی خدمت امام حسین (ع) رسید و گفت ٬ من مردی گنه کارم و نمی توانم خود را از انجام گناهان باز دارم مرا نصیحتی فرما.


    امام حسین (ع) فرمودند : پنج کار را انجام بده و آنگاه هر چه قدر می خواهی گناه کن :


    ۱.روزی خدا را مخور و هر چه قدر می خواهی گناه کن.


    ۲. از حکومت خدا بیرون برو و هرچه قدر می خواهی گناه کن.


    ۳. جایی را انتخاب کن که خدا تو را نبیند و هرچه قدر می خواهی گناه کن.


    ۴. وقتی عزراییل برای گرفتن جان تو آمد او را از خود بران و هرچه قدر می خواهی گناه کن.


    ۵. زمانی که مالک دوزخ آتش تو را بسوی آتش می برد در آتش وارد مشو و هرچه می خواهی گناه کن.


    جوان اندکی فکر کرد و شرمنده شد و در برابر واقعیت های طرح شده چاره ای جز توبه نداشت.(بحار الانوار ج ۷۸ ص ۱۲۶ و جامع الاخبار ح ۱۰۰۱ و نهج الحیاه ج ۶ ح ۳۸۶)


    نتیجه : الو ....... دیگه صداهه نمی یاد ....... فکر کنم او هم در تفکر فرو رفت و چاره ای جز توبه ندید. پس بچه ها همه با هم توبه کنیم تا رجب تموم نشده. استغفرالله ربی و اسئله التوبه                            موفق باشید و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین 


        نظرات ديگران ( )

  • + بيشعور!!!!
    نويسنده: امين دوشنبه 16/5/1385 ساعت 7:43 عصر

                                                   بسم الله الرحمن الرحيم


    سلام عليکم در بادي امر جا دارد خجسته ميلاد جواد الائمه (ع) را خدمت حضرت ولي عصر ارواحنا له فدا و شما عزيزان تبريک و تهنيت عرض کنم. من بعد از تحريف يک هفته اي اينترنت دوباره برگشتم و دست به قلم شدم تا نور آيات و روايات را منعکس کنم و شما را مسرت ببخشم.


    قبل از اينکه مقاله ام را شروع کنم به شما دوستان توصيه مي کنم حتما در مراسم اعتکاف شرکت کنيد و دوست حقيرتان را دعا کنيد. ما که امسال با کلي شوق ثبت نام کرديم ولي متاسفانه حضرت دوست ما را نطلبيد . متاسفانه پاي ما شکست و ما را از اعتکاف دور کرد. شايد کنجکاو شويد چه جوري؟ قبل از اينکه بپرسيد خودم ميگم. در سالن ورزش هنگام مسابقه ي بسکتبال پاي من عينهو جبرييل سيسه برگشت و يه تق صدا داد. به همين راحتي!!!   حالا بايد سه هفته از بسکتبال و ورزش دور باشم .


    و اما مقاله. روي صحبت امروز من با يک سري بيشعور است که قرآن آنها را حدود۱۳۸۰ سال پيش مورد نکوهش قرار داد . و جالب آنکه اين بيشعورهاي نفهم در همه ي زمان ها و در همه مکان ها پيدا مي شوند و عوام مردم قالبا از اين دسته اند. چرا راه دور بريم . شايد من و شما هم جز اين دسته ي بيشعور باشيم. اميد است با مطالعه ي اين آيات از ظلمت وهم به نور فهم رهسپار شويم.در ضمن اين آيات گزيده اي از آيات سوره ي مومنون مي باشند.


    ايحسبون انما نمدهم به من مال و بنين(۵۵) نسارع لهم في الخيرات بل لايشعرون(۵۶) : آيا فکر مي کنند کساني که ما آنها را بوسيله ي مال و فرزند کمک کرديم در خوبي ها از ديگران سبقت گرفتند(آنها را در خوبي ها سبقت داديم)بلکه آنها نمي فهمند. (بيشعورند)


     «اين را به خود بگوييم. آيا فکر مي کني کسي که ثروتمند است و بچه هاي زياد و خوبي دارد در خوبي ها سبقت گرفته.نه خير . مال و ثروت و فرزندان همشان فانی اند . فکر کردی بچه ی فلانی کنکور قبول شده بچه ی تو نشده خدابیشتر او را دوست دارد  نه خیر . شاید مصلحت بچه ی تو چیز دیگر باشد. فکر کردی فلانی از تو خرپول تره . ماشینش رونیزه ماشین تو پرشیاه . موبایلش نوکیلست موبایل تو صاایرانه ٬ از تو حقیقتا پیشی گرفته نه خیر . بلکه تو بیشعوری که همچین فکری می کنی . اه پس چه کسی حقیقتا از بقیه سبقت گرفته و پیشرو است؟ الام می گم یه نگاه به پایین بنداز.


    ان الذین هم فی خشیه ربهم مشفقون(۵۷) و الذین هم بایات ربهم یومنون (۵۸) و الذین هم بربهم لا یشرکون (۵۹) و الذین یوتون ما آتوا و قلوبهم وجلة انهم الی ربهم راجعون(۶۰) اولئک یسارعون فی الخیرات و هم لها سابقون(۶۱) : قطعا کسانی که از خوف پروردگارشان هراسانند(شوق دارند) و کسانی که به نشانه های پروردگارشان ایمان می آورند و کسانی که برای پرودگارشان شریک نمی گیرند و کسانی که از آنچه خداوند به آنها داده می دهند و با این حال از روزی که به سوی خدای خود بازمی گردند در دل ترس دارند آنها پیشروان خوبی ها هستند و در خوبی ها سبقت می گیرند.


    «پس عزیز اینها پیشروان حقیقی زندگی هستند: ۱. متقیان : آنان که هم خدایشان را دوست دارند و هم از او هراسانند یعنی در واقع از خود و عاقبت خود که به دست اوست هراسانند و در دل شوق دارند که آخر پاداش ما بهشت هست یا جهنم. ۲. مومنان : کسانی که به خدا و پیامبرش و نشانهایش لیمان دارند و اعمالی را انجام می دهند که آنها را به رستگاری می رساند (شرح این آیه مقاله قبلی است)     ۳. کسانی که شریکی برای خدا قائل نیستند. وقتی جو می گیردشان لا اله الا ... نمی گویند. شور آنها با شعور همراه است و بی شعور نیستند . سینه می زنند گریه می کنند ولی می دانند همه ی این پاکان خود مخلوق خدای رحمان هستند. ۴. نیکوکاران: کسانی که از کوچکترین کار نیک نمی گذرند همیشه دست به خیر دارند و حال آنکه هیچ وقت اطمینان ندارند که این اعمال آنها مورد قبول خداوتد تعالی باشد فلذا همیشه در پی کار نیکند و هر آنچه دارند مثل جواد الائمه در راه خدا می دهند.             اینها سبقت گیرندگان حقیقی زندگی هستند آنان که پول زیاد و فرزندان زیاد و موفق دارند نه آنها سبقت گیرندگان نیستند.» 


    - نتیجه : المال و البنون زینة الحیاة الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املا (کهف۴۶) : مال و فرزندان زینت زندگی دنیا هستند و باقیات الصالحات نزد پروردگارت بسی بهتر و عاقبت آن نیکوتر است. 


    - از دوستان خواشمندم برای اغتنام وقت خود این مقاله را در دو وقت مختلف مطالعه کنند. موفق باشید و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین  


      


        نظرات ديگران ( )

  • + زندگينامه ي مختصر سيد حسن نصرالله
    نويسنده: امين شنبه 7/5/1385 ساعت 4:25 صبح

    امام موسي صدر نخستين جرقه مبارزه

     

    سيد حسن نصرالله متولد 31 اگوست 1960 روستاي «البزوريه» در جنوب لبنان است. پدرش «عبدالکريم»، سبزي و ميوه‌فروشي مي‌کرد و حسن براي کمک به پدر به دکان وي رفت‌ و آمد داشت. در دکان و بر سينه ديوار آن، عکس امام موسي‌صدر آويزان بود؛ عکسي که نخستين جرقه‌هاي محبت موسي صدر و جنبش امل را که آن زمان به جنبش محرومان معروف بود، در دل سيد حسن روشن کرد. با اين که با هيچ‌يک از علماي ديني آن‌وقت در ارتباط نبود و خانواده‌اش هم، يک خانواده ديني شاخص نبود، ولي سيدحسن نوجوان، علاقه‌مند به دين بود و اين علاقه در حيطه انجام فرايض معمول مانند نماز و روزه محدود نبود، او فراتر از اين‌ها هم مي‌رفت. اين علاقه وي را واداشت که با سن اندکش در سال 1976 به نجف برود و تحصيلات حوزوي خود را در آنجا آغاز کند.

    در سال 1978 به لبنان بازگشت و در مدرسه الامام المنتظر(عج)، که شهيد سيد عباس موسوي آن را تأسيس کرده بود، تحصيلات حوزوي خود را پي گرفت و در همان حال، به فعاليت‌هاي سياسي در جنبش امل مشغول و مسئول سياسي جنبش امل در منطقه بقاع شد.

    تأسيس حزب‌الله

     

    پس از آن که امام موسي صدر در ليبي به صورت مرموزي ربوده شد، اختلافات بسياري در سطح رهبري جنبش امل به وجود آمد که در اثر آن و خروج عده‌اي از رهبران از اين جنبش، حزب‌الله لبنان تأسيس شد. سيد حسن در حزب‌الله نيز مسئوليت‌هاي مختلفي را عهده‌دار شد؛ از جمله عضويت در شوراي رهبري حزب‌الله، اما از فضاي درس و بحث فاصله نگرفت و به تحصيلات علمي خود ادامه داد تا جايي که در سال 1989 براي تکميل تحصيلات خود به قم مسافرت کرد، اما حملات گسترده اسراييل به لبنان و مبارزات حزب‌الله به او اجازه نداد، بيش از يک سال در قم بماند و بار ديگر به لبنان بازگشت، تا در کنار برادرانش به مبارزه با رژيم صهيونيستي بپردازد.

    شهادت سيد عباس موسوي

     

    در سال 1992 و پس از شهادت سيد عباس موسوي، دبيرکل وقت حزب‌الله لبنان، با اجماع شوراي رهبري حزب‌الله سيد حسن نصرالله، دبيرکل جديد اين جنبش شناخته شد. شهادت سيد عباس موسوي به همراه خانواده‌اش، تأثير بسزايي در روحيه مردم لبنان و به وي‍ژه رزمندگان حزب‌الله گذاشت و پس از آن بود که مبارزات و حملات حزب‌الله شکل جديدي به خود گرفت و حمايت عمومي در ميان مردم لبنان از حزب‌الله رو به فزوني نهاد. در اين ميان، اسراييل نيز در سال‌هاي 1993 و 1996 عمليات‌هاي خوشه‌هاي خشم و تسويه حساب را به اجرا گذاشت که با مقاومت سرسختانه حزب‌الله، که از کم‌ترين امکانات نظامي برخوردار بود، روبه‌رو شد.

    شهادت فرزند ارشد

     

    سپتامبر 1997 دو تن از رزمندگان حزب‌الله در حمله به يکي از مواضع ارتش اسرائيل در منطقه جبل‌الرفيع در جنوب لبنان به شهادت رسيده و پيکر آنان به دست نيروهاي اسرائيلي افتاد. تلويزيون اسرائيل بدون اطلاع از هويت اين دو نفر، تصوير خون‌آلود آنان را به نمايش گذاشت، به سرعت مشخص شد که يکي از اين دو تن، سيد هادي، فرزند سيد حسن نصر‌الله، دبير کل حزب‌الله است. انتشار اين خبر همانند بمبي در جامعه لبنان صدا کرد و تحول بسيار مهمي در پي داشت. در تاريخ لبنان، چه در زمان جنگ داخلي و چه در مقابله با تجاوز نظامي اسرائيل، هيچ‌گاه ديده نشد که فرزند يکي از رهبران گروهاي سياسي و يا شبه نظاميان در راه مبارزه کشته شده باشد.

    اين واقعه، موجي از احساسات جوشان همدردي، احترام و شيفتگي را نسبت به دبير کل حزب‌الله در ميان همه طوايف مذهبي لبنان در پي داشت، به گونه‌اي که همه آحاد ملت لبنان از هر دين و مذهبي، تحت تأثير شديد اين واقعه قرار گرفتند. رهبران سياسي لبنان نيز يکي پس از ديگري به ديدار سيد حسن نصر‌الله رفته و ضمن گفتن تبريک و تسليت به مناسبت شهادت سيد هادي نسبت به شخصيت مبارز و صادق دبير کل حزب‌الله، مراتب قدرداني و احترام خود را ابراز داشتند. اين ابراز همدردي و احترام منحصر به لبنان نبود و افرادي چون امير عبد‌الله، وليعهد عربستان نيز براي نخستين بار در تاريخ حزب‌الله، با ارسال پيام تسليت براي دبير کل حزب‌الله، حمايت خود را از مقاومت اسلامي اعلام نمود.

    سال2000 طعم شيرين پيروزي

     

    در سال 2000 و در زماني که مذاکرات عرفات و مسئولان آمريکايي و اسراييلي براي حل کشمکش خاورميانه، راه به جايي نبرده بود، ارتش اسراييل در حرکتي يک‌جانبه و بدون گرفتن کمترين امتيازي از حزب‌الله، از اراضي اشغالي جنوب لبنان عقب نشيني کرد و به جز مناطق محدود مزارع شبعا، نيروهاي خود را از همه مناطق تحت اشغال عقب کشيد. اين شکست مفتضحانه، علاوه بر استحکام بخشيدن به مواضع حزب‌الله، مبتني بر مقاومت، باعث شد تا سيد حسن نصرالله به موفقيتي بي‌سابقه در ميان اعراب دست يابد، تا اين که به عنوان مهم‌ترين شخصيت جهان عرب شناخته شود.

    از سوي ديگر، حزب‌الله لبنان با تکيه بر اين موفقيت، توانست حضور خود را در عرصه سياسي لبنان تقويت کند تا جايي که علاوه بر حضور پرتعداد در پارلمان لبنان، سکان تعدادي از وزارتخانه‌ها را نيز به دست گيرد.

    انتفاضه، درسي از حزب‌الله

     

    پيروزي‌هاي پي در پي حزب‌الله در عرصه‌هاي مختلف سياسي و نظامي در ميان فلسطينيان نيز تأثير خود را بر جاي گذاشت. مردم آواره فلسطين به ويژه جوانان، که سال‌ها دل به روند مذاکرات صلح خاورميانه بسته بودند، دريافتند که مشکل فلسطينيان، با مذاکره و رژيم اشغالگر، حل نمي شود و با اين پيش‌زمينه، انتفاضه دوم مسجدالاقصي شکل گرفت؛ انتفاضه‌اي که به حماس قدرتي ديگر بخشيد و با پيروزي حماس در انتخابات فلسطين وارد مرحله‌اي جديد شد؛ مرحله‌اي که ديگر با جنگ شش روزه اعراب و اسراييل پايان نمي‌يابد، چه آن که نصرالله در پيام خود چنين گفت:

     

    از حالا به بعد، شما جنگي تمام‌عيار خواستيد، پس اين هم جنگ تمام عيار شما. اين را خواستيد. حکومت شما خواست قواعد بازي تغيير کند، پس قواعد بازي تغيير مي‌کند. شما نمي‌دانيد امروز با چه کسي مي‌جنگيد. شما با فرزندان محمد (ص)، علي، حسن و حسين (ع) و با اهل بيت رسول خدا (ص) و اصحاب او وارد جنگ شده‌ايد. شما با قومي مي‌جنگيد که ايماني فراتر و برتر از همه انسان‌هاي اين کره خاکي دارد. شما خواستار جنگي تمام‌عيار با قومي شديد که به تاريخ، و فرهنگ خود افتخار مي‌کند و قدرت مادي، امکانات، مهارت، خرد، آرامش، رويا، عزم، ثبات و شجاعت دارد و به اميد و ياري خدا روزهاي آينده را ميان ما و شما خواهيم ديد.

    نويسنده: محمد‌جواد گلزا (از پايگاه سادات نيوز)


        نظرات ديگران ( )

  • + گوشه اي از صفات مومنان در مقياس قرن 21
    نويسنده: امين چهارشنبه 4/5/1385 ساعت 3:58 عصر







                                                   بسم الله الرحمن الرحيم


    سلام عليکم همه ي ما کمابيش با مفهومي بنام "ايمان" آشنا هستيم و به کسي که اين ويژگي را دارا باشد مومن مي گوييم. همه ي ما صفات آنها را شنيده ايم و در آرزوي رسيدن به اين درجه هستيم.


    اصولا منتهي الآمال هر مسلماني رسيدن به درجه ايمان محس يا رسيدن به يقين است که با آن بتواند به رستگاري ابدي برسد و راه کمال را تمام کند. و حال آنکه راه رسيدن به ايمان جز شناختن صفات مومن امکان پذيرنيست. پس چه خوب است صفات مومن را از کلام کسي بشنويم که بايد به او ايمان بياوريم و جز راه ايمان به او ٬  راه هاي ديگر همه اش پوچ است.


    در اينجا گزيده از آيات سوره مومنون در صفات مومنان آمده است که با مقايسه آيات با اعمال ٬ رفتار و شخصيت و روزگار خود در قرن ۲۱ مي توانيم درصد ايمان خود را تخمين بزنيم که جايگاه ما نزد خدا و در روز جزا کجاست و ان شا ء الله با اصلاح عمل خود راه کمال را تمام مي کنيم و رستگار شويم.


    قد افلح المومنون(۱) : قطعا مومنان رستگار شدند . «ايمان شرط کافي رستگاري است . اگر مومن باشي رستگاري.»


    الذين هم في صلاتهم خاشعون(۲) : کساني که در نمازهايشان فروتنند. «فروتني در نماز يعني همه توجه ما معطوف به خدا شود و با خضوع و بي چيزي و فقر در برابر خداي قدير حاضر شويم.             گويند رسول الله (ص) هنگام نماز سر مبارکشان را بسوي آسمان گرفته و آسمان را نگاه مي کردند و هنگامي که اين آيه نازل شد سر مبارکشان را به پايين انداخته و زمين را نگاه کردند و از آن موقع اين عمل سنت و مستحب شد.»


    والذين هم عن اللغو معرضون(۳) : و کساني که از سخن بيهوده روي گردانند . « در کتاب مجمع البيان تعاريف زيادي از واژه ي لغو شده که بعضي ها آن را سخن بيهوده و بعضي ها آن را کلا کار بيهوده در نظر گرفتند و حقيقتا به نظر من اين لغو يعني کارهاي بيهوده و بقول بچه ها گفتني الافي که هيچ سودي ندارد بلکه همش ضرر است و چه ضرري بالاتر از اتلاف وقت که خيلي مي تواند با ارزش باشد. پس کمتر حرف مفت و بيهوده بزنيم و »


    والذين هم لزکاة فاعلون(۴) : و کساني که  زکات مي پردازند . «همانطور که مي دانيد زکات بر ۹ چيز واجب است که رسائل توضيح المسايل به تفصيل درباره ي آن مطلب دارند اما به نظر من اين آيه به همين ۹ چيز محدود نمي شود. احاديث زيادي داريم (مثلا در غرر) که زکات اين ويژکي فلان فعل است . مثلا زکات علم٬ تعليم آن است و با توجه به اينکه گفته : والذين هم لزکاة فاعلون و از فعل ٬فاعلون استفاده کرده و ريشه ف ع ل به معني انجام دادن است لذا منظور از زکات هرآنچيزي است که در احاديث از آنها بعنوان زکات نام برده شده  و صرفا مبلغ نقدي نيستند که پرداخت شوند.»


    والذين هم لفروجهم لحافظون(۵) : و آنهايي که شرمگاه خود را حفظ مي کنند. « و اما رسيديم به اصل مطلب. اين آيه اشاره دارد که مومنان کساني هستند که شهوت جنسي خود را کنترل مي کنند و فروج بمعني عورت و شرمگاهي هست که حفظ آن بسيار مشکل است . و پيش زمينه ي کنترل شهوت جنسي کنترل چشمان است. من معتقدم کسي که چشم و گوشش کم بجنبه . حواسش به چشماش باشه و بقول معروف آدم هيزي نباشه اين مشکلات و گناهان برايش پيش نمي ايد . در سنين نوجواني انفجار و غليان اين غريزه را مي بينيم که حفظ آن بسي مشکل است و متاسفانه گناهاني که بدين طريق را مرتکب مي شوند مي تواند به راحتي آدم را کف جهنم فر دهد . من ديگه بيشتر در اين باب وارد نمي شوم چون دوستان خودشون جاي استاد ما هستند


    الا علي ازواجهم او ما ملکت ايمانهم انهم غير ملومين(۶) : جز بر همسرانشان و کساني که مالک آنها شدند (کنيزان) که قطعا در این صورت ملامت نمی شوند. « پس ازدواج بهترین راه برای رهایی از بند شهوت است و گناهان جنسی انسان رو کاهش می دهد که شهوت در مورد همسر اشکال ندارد و ملامتی به همراه ندارد. والا ما که زن نداریم چی بگم . اللهم زوجنی بحور العین دوستان این دعا را آتو نگیرندا من اینو در ادیه ی امام معصوم هم دیدم و از خودم ننوشتم. »


    فمن ابتدی وری ذلک فاولئک هم العادون(۷) : و کسی که به غیر از این زنان حلال را به مباشرت طلبد البته ستمکار و متعدی خواهد بود (ترجمه الهی قمشه ای) 


    والذین هم لامانانتهم و عهدهم راعون(۸) : و کسانی که به امانت هایشان و عهد و پیمان خود وفادارند. « آره عزیز من با دوستت قرار می زاری نزار فردا صبح برو . بعد پیش خودت فکر کنی کلاس داره . یا دوست سی دی شو داده بهت باهاش فیریزبی و بشقاب پرنده بازی کنی. یا به مردم اینقدر وعده و وعید بدی بعد بزنی زیرش . مومنان وفای به عهد می کنند و امانت را مثل اولش برمی گردانند.


    والذین هم علی صلواتهم یحافظون (۹): و کسانی که از نماز هایشان حفاظت می کنند. « حفاظت از نماز مفهوم کلی است یعنی هم از نظر ظاهری و هم از نظر باطنی. هم نماز باید صحیح خوانده شود و هم سر و قت و هم با توجه قلبی. مومن به هیچ قیمت نمی گذارد نمازش قضا شود من به عینه افرادی را دیدم که در همه اوقات نمازشان را منظم می خوانند اما اگر میهمانی جایی بروند خجالت می کشند نماز نمی خوانند و نماز قضا می شود . نمی دونم والا خیلی دوستدارم ببینم اینها تو سرشان چه فکری می گذره . شاید فکر می کنند ریا میشه !!! دوستان یه توصیه برادرانه دارم و آن این است که هیچ وقت نه تنها واجب بلکه مستحبی را بخاطر ترس از اینکه عمل مزورانه و ریاکارانه شود ترک نکنید . همین تفکر - که مثلا الان دارم ریا می کنم -  ثابت می کند که عمل شما ریا نیست چون تزویرگر از این فکرها به ذهنش نمی رسد و همه ی فکرشان رسیدن به هدف خود و ظاهرسازی است. »  


    اولئک هم الوارثون(۱۰) : آنها وارثانند. « وارث چی؟ آیه بعد را بخون.»


    الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون(۱۱) : کسانی که وارثان بهشت هستند و در آن جاودانند. « فردوس همان پردیس است و پریس همان پارادایس غربی می باشد. و چه خوب نتیجه ای دارند والعاقبه للمتقین»


    -نتیجه : اگر خواستی مومن باشی اینجوری باش. چه جوری ؟ یه نگاه به بالا بنداز.


    - تذکر : دوستان واقعا عذر می خواهم . حیفم اومد شما را از این آیات نورانی و نتایج خود آگاه نکنم . شما می توانید در این چشمه ی  نور الهی در دو سانس آب تنی کنید. موفق باشید و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین


     


        نظرات ديگران ( )

  • + تنها تو مانده اي نصرالله!!!
    نويسنده: امين يکشنبه 1/5/1385 ساعت 2:56 عصر

    شرم الشيخ کوفه است و
    جنوب‌، نينوا!
    دارد جنوب شبيه کربلا مي شود
    مديترانه‌، فرات است
    فرات‌، عباي توست!
    براي اين همه زخمي
    براي اين همه بي کفن
    تنها رداي مهربان تو مانده است!

    وگرنه اين سران
    دشداشه‌هاشان را
    پرچم صلح کردند و فروختند
    شايد اگر نبود نفت مي‌جنگيدند
    ديروز، ذوالفقار را
    با قطعنامه‌ها
    تاق زدند
    امروز منتظرند
    که از قطعنامه‌ها
    زمين و نان
    فرشته و غلمان ببارد!
    باريد!
    و قطعنامه همين بمبي ست
    که دارد مي‌بارد!

    جنوب غرق خون است و
    غزه آهوي زخمي
    تو تنها مانده اي نصرالله!
    در خيبري به نام جنوب
    و هواپيماها دارند خندق مي کنند و
    کودکان زخمي تشنه اند
    تو رفته اي از شريعه آب بياوري
    در برابر چشم اين همه ماهواره جاسوسي

    اوضاع روزگار بد نيست
    از سران عرب
    يکي با شمشيري از طلا بر کمر
    دارد ريشش را خضاب مي‌کند و
    يکي
    هميشه در مواقع حساس
    به سجده مي‌رود
    شيخ فلان
    تا دشداشه را عوض کند

    شيخ الرشيد تا سان ببيند از برابر عکسش
    شاه کوچک تا برگردد از تعطيلات آمريکايي
    دير خواهد شد
    نماد ارتش عربي
    پليس مصراست
    که همچنان حمله مي کند به الازهر!
    جان بولتون دارد پارس مي‌کند در سازمان ملل!

    تنها تو مانده اي نصرالله!
    پس شمشير را پس بگير و
    اسب را پس بگير و
    شريعه را پس بگير و
    غيرت عربي را پس بگير
    که پادشاهان عرب
    شيهه اسبان مرده‌اند!

     

    علي رضا قزوه

     


        نظرات ديگران ( )

  • + شعر يا شر؟!؟!
    نويسنده: امين پنجشنبه 29/4/1385 ساعت 1:3 صبح


                                                  بسم الله الرحمن الرحيم


    سلام خدمت دوستان . اميدوارم که عيد ميلاد با سعادت دخت پيامبر(ص) و ام ابيها حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بر شما خوش گذشته باشد. امروز مي خواهم درباره ي شعر بحث کنم و ديدگاه احاديث و روايات را در اين باره بيان کنم.


    علتي که باعث شد اين مقاله را بنويسم بحث و جدل دوتا از دوستان من درباره ي شعر است. يکي از آنها بنام آقا سعيد از اون حافظ دوستاي افراطي و مدافعان سرسخت حافظ و شاعران اين تريپي است . حيف که عمر حافظ قد نداد که حضور آقا سعيدو درک کنه. شرط مي بندم اگه حافظ ۴۰ تا يار مثل سعيد داشت قيام مي کرد و مردم را مجبور مي کرد به جاي کتاب بخوانيم دبستان ٬ کتاب ديوان حافظ بخوانند.


    نقطه مقابل فرد مزبور شخصي است بنام آقا احمد . اين آقا احمد ما از اون آنتي شاعراي خفن است. مي گويد همه ي شعر ها ٬ شر و ور هستند و اصولا حافظ و امثالهم هموشون فن چرت و پرت و خزعولات سرايي را پيشه کردند و اين اصيل هاي عرفاني همش براي کلاس گذاريست. شرط مي بندم آقا احمد اگر زمان حافظ بود وي را از هرم به سقف ميخانه آويزان مي کرد تا ديگه فکر شعر و شاعري به سرش نزند. (با عرض پوزش خدمت بچه هاي شاعر مسلک و انجمن گسترش فرهنگ و ادب فارسي و فرهنگستان محترم ادب و زبان فارسي) 


    اما نظر احاديث و رويات و حتي قرآن با نظر اين دو دوست نسبتا محترم مخالف است . مي گويد: نه اين خوبه که هر شعري که گفته شد را بپرستي و نه اينکه اشعار شعرا محترم را نخوانده و نشنيده چرت و پرت تلقي کني. احاديث درباره ي شعر بسيار کم است و من به زور چهار تا حديث معتبر و معروف در باره ي شعر پيدا کردم  اميدوارم حداقل شبهات اين دو دوست عزيز را برطرف کند.


    1) معني شعر و شاعر: تعريف مرحوم راغب اصفهاني: شاعر بعلت فطنت و دقت معرفت شاعر ناميده شده و شعر در اصل علم دقيق است...    - و تعريف استاد قرشي نگارنده کتاب قاموس قرآن: شعر در اصل به معني دانستن و توجه خاص است و در اصطلاح بکلام موزون و قافيه دار اطلاق مي شود که در آن دقت و ذوق مخصوص بکار رفته است . شاعر گوننده ي چنين کلامي استبايد اضافه کرد که شعر بيشتر توام با تخيلات است که در خارج مصداق حقيقي ندارد و شاعر بقدرت خيال خويش آن را در قالب الفاظ ريخته است .... (قاموس قرآن ج 4 ص 43)


    2) و اما کلام معروف خدا : و ما علمناه الشعر و ما ينبغي له ان هو الا ذکر و قران مبين : ما به او شعر نياموختيم و شعر به او سزلوار نيست بلکه کلام او تذکر و قرآن آشکار است.(يس 69)  « اينجا مشخص مي شود شعر کلامي موزون است زيرا قران نيز موزون است ولي همانطور که در بالا ذکر شد :شعر کلامي است که حالت خيال انگيز دارد و خيلي ها شاعر را خيال پرداز تلقي مي کنند فلذا در شان نزول اين آيه آمده که مشرکان بدليل "اين پيامبر را شاعر مي خوانند که کلامش خيال پردازي اي بيش نيست."»


    3) پيامبر اعظم (ص) : بعضي بيان ها سحر ، بعضي شعرها حکمت، بعضي سخن ها مبهم و برخي دانشجويي ها ناداني است. (کنزالعمال ج3 ص 582) « پس شعر غير خيالي هم داريم و شعر خيالي تنها نوعي از شعر است. شعر توان بالقوه جهت تبديل به حکمت را دارد که اين امر مستلزم محتويات آن است.»


    4) گوياترين شعر : پيامبر اعظم (ص) : گوياترين و زيباترين شعري که عرب گفته است ، سخن لبيد است که گويد : آگاه باشيد! جز خدا همه چيز باطل است : الا کل شي ما خلا الله باطل (سنن الکبري ج10 ص 239) « اين شاعر ، يک شاعر حکمت گو است  که يا خود حکيم بوده است و سخنان حکيمي را در قالب زيباي شعر گنجانده است.»


    5) پيامبر اعظم(ص) :  هر آيينه اگر شکم مردي  از چرک پر شود بهتر است که از شعر پر گردد. (صحيح البخاري ج 2 ص 109)« من اين حديث را قبلا در کتاب حماسه ي حسيني ج 1 اثر استاد شهيد مرتضي مطهري خواندم. او اين حديث را اينگونه تحليل مي کرد که منظور اين نوع شعر ، خزعولات و مثلا ستايش زيبايي معشوق و مطالب حشو و زايد است و بطور کلي منظور شعر نيست بلکه شر است. در جاي ديگر از آقاي رحيم پور ازغدي شنيدم که در زمان پيامبر (ص) گروه هايي قد علم کرده بودند که با اينگونه اشعار مردم را به لهو و لعب کشانده و اشعار آنها غالبا در توصيف زيبايي و يا خصوصيات ظاهري زنان مسلمان بود که پيامبر با تدبير خويش اين فرق را متلاشي کرد.»


    - نتيجه : شعر خوب است ولي شمشير دو لبي است که مي تواند هم کافر کشد و هم مسلمان مومن شيعه اثني عشري باحال.  پس هم شعر داريم و هم شر که خيلي موقع فاصله ي تمييز اين دو کلام از مو نيز باريکتر است. اميدوارم اين مقاله مشکل و شبه آقا احمد و سعيد آقا را حل کرده باشد و به شما عزيزان بصيرت کافي جهت مطالعه اشعار شاعران و تحليل آنها را داده باشد .  موفق باشيد و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين